ته مانده های 1401
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 10:52
حاج حسیندوازدهم اسفند ۱۴۰۱استاد رفت و مانده: نام و یاد استاداز جور این چرخ ستمگر، می زنم داددر زمان حاضر، با کوچ جناب شیخ، دیدماز شاخه های علم و دین، یک برگ افتادام کلثوم (س)بیست و هشتم دی ۱۴۰۱کوچکترین فرزند زهرا: ام کلثوممانند زینب، فخر بابا: ام کلثومچون لب گشود و گفت مادر، گفت مادر : ...شیرینِ ماد...
سال 1402 سال کم کار هم رفت
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 10:52
جوراب هر سالهبیست و نهم دی ۱۴۰۲ روز پدر جوراب می گیرمهرسال و می دانم نمی پوشیسخت است آیا باور دردم؟یا اینکه دارم من فراموشی؟جوراب و پاهایی که جا مانده؟جوراب و بابایی که یادم نیست؟روز پدر؟ من؟ باز هم جوراب؟بابا! نمی دانی که دردم چیست؟کی من تو را دیدم؟ مرا دیدی؟رفتی و حتی پیکرت جا ماندمن فرق دارم با ر...
نیمه ی سردتر سال
-
تاریخ: 1401/7/15 ساعت: 14:42
نفرین به جنگبیست و ششم اسفند ۱۴۰۰لعنت به جنگ و جنگجو، هرکس که باشدبر تندخو، بر زشت گو، هرکس که باشدچینی و آمریکاییِ نامرد، روسییا هم وطن، حتی عمو، هرکس که باشدهر کس که در ظاهر رفیق ست و به واقع ....یک دشمن بی آبرو، هرکس که باشدبر آنکه پشتِ سر، زند خنجر، ولیکن....لبخند دارد روبرو، هرکس که باشدبر چش...
بهارانه
-
تاریخ: 1401/7/15 ساعت: 14:42
رود عاشقبیست و هشتم خرداد ۱۴۰1یک عمر، در این دشتِ بی حاصلگشتم پی دستان پر مهریگشتم هزاران سال، دنبال...دستی که باشد منشأ خیری یک عصر، عصری گرم گرم گرم-آتش گرفته سینه ی صحرا-دستی، تن سرد مرا لرزانددستی که با خود داشت، صد دریا لرزیدم و در سینه ام افتاد...در قلب روزم، صورت ماهیدیدم، که مردی آمد و خم ش...
شش ماه سرد و بی حال
-
تاریخ: 1401/2/7 ساعت: 8:45
تقدیم به آنکه چون بهارانسبزینه باغ زندگی شددر لحظه ای از زمان درخشیددر خاطر ما همیشگی شداگه فونتها خیلی بزرگند لطفا با نگه داشتن Ctrl و چرخاندن كليد چرخشي موس به بالا فونتها را تنظيم نماييد Adblock test (Why?)
نصف سال هزار و چهارصد و تنبلی های دنباله دار
-
تاریخ: 1401/2/7 ساعت: 8:45
ملت همیشه غمگینپنجم شهریور ۱۴۰۰"هرگز، نبوده حال خوشی، در درونمانلرزانده، بوم لرزه ی غمها، ستونمان"*یک روز، سیل و زلزلزه، یک روز، نرخ نانیا اشتباه موشک و گاف قشونمانویروس و یک قطار، رئیس بدون دردبا هرچه بود، کرده خدا، آزمونمانما را ،چزاند و خنده ی ما کم نشد.... خدا...خندیده است، از خودش و از جنونما...
از بهارش پیداست.............
-
تاریخ: 1399/12/29 ساعت: 12:58
زندان بیست و سوم فروردینxa0 ۱۳۹۹ فریاد می زد خلا اش را شکم مردی که مغزش پر بود از شعرهای عاشقانه و قفل سکوت داشت دهان مردی که دلش خالی بود از محبت نان اینجاxa0 عاشقها تنها می میرند غفلت بیست و دوم فروردینxa0 ۱۳۹۹ "روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشت عمر ما چون چشم قربانی به حیرانی گذشت"* زنگ هشیاری ه...
اردی بجهنم؟
-
تاریخ: 1399/12/29 ساعت: 12:58
دو تنها بیست و ششم اردیبهشتxa0 ۱۳۹۹ من بودم و یک من، کمی تنهاتر از من زندانیِ در آینه، زیباتر از من گنجشک تنهایی که آب و نان ندارد جفتی ندارد، خسته از دنیاتر از من مانند من، غمگین، پر از فریاد و خاموش در چشمها دارد غمی دریاتر از من من چشم می دوزم به دنیایی خیالی او می شود یک غرقِ در رویاتر از من او ...
خداحافظ آخرین بهار قرن
-
تاریخ: 1399/10/8 ساعت: 23:26
تقدیم به آنکه چون بهارانسبزینه باغ زندگی شددر لحظه ای از زمان درخشیددر خاطر ما همیشگی شداگه فونتها خیلی بزرگند لطفا با نگه داشتن Ctrl و چرخاندن كليد چرخشي موس به بالا فونتها را تنظيم نماييد Let's block ads! (Why?)
سلام! تابستان کرونایی!
-
تاریخ: 1399/10/8 ساعت: 23:26
تقدیم به آنکه چون بهارانسبزینه باغ زندگی شددر لحظه ای از زمان درخشیددر خاطر ما همیشگی شداگه فونتها خیلی بزرگند لطفا با نگه داشتن Ctrl و چرخاندن كليد چرخشي موس به بالا فونتها را تنظيم نماييد Let's block ads! (Why?)
تابستان بعد از تیر
-
تاریخ: 1399/10/8 ساعت: 23:26
تقدیم به آنکه چون بهارانسبزینه باغ زندگی شددر لحظه ای از زمان درخشیددر خاطر ما همیشگی شداگه فونتها خیلی بزرگند لطفا با نگه داشتن Ctrl و چرخاندن كليد چرخشي موس به بالا فونتها را تنظيم نماييد Let's block ads! (Why?)
خداحافظ 98 پر دردسر
-
تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 21:46
طبیبانهبیست و چهارم اسفندxa0 ۱۳۹۸xa0اگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا رابهم ریزد خروش شادی دیوانه دنیا رانمی فهمی چه می گویم ، که تو درگیر با عقلیچه می فهمند ساحلها دلیل موج دریا رامیان عاشق و عاقل نمی یاب
آخرای مهر
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 8:56
منِ اوسی ام مهرxa0 ۱۳۹۸از غیر او، حتی خودم، وقتی جدا گشتموقتی، سراپا او شدم.... حاجت روا گشتممن: او شدم، او: من شد و ما: عاشقی کردیممانند مجنون، شهره ی افسانه ها گشتملیلای من، شیرین لبی می کرد و چون فره
آبان پر سکوت
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 8:56
تکراریسی ام آبانxa0 ۱۳۹۸xa0"حال بدی دارم، از این احساس تکراریاز لحظه های شوم و حسّ دیگر آزاری"*از اینکه کابوس است، رویاهای شیرینمار خوابهای خفته در، دنیای بیداریدلدارهای غرق آرایش، پر از خواهشاین عشقهای پ
آذر؟
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 8:56
توانپانزدهم آذرxa0 ۱۳۹۸"به بالِ زخمیِ من جرأتِ تکان بدهیدبه این پرنده ی پَر بسته آسمان بدهید"*قسم به حضرت حافظ، قسم به شاخ نباتبرای گفتنِ از او به من زبان بدهیدعصایی از غزل و عشق و شور و سر مستیبه دست ق
خداحافظ پاییز
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 8:56
یلدای انتظارسی ام آذرxa0 ۱۳۹۸xa0یک قاچ سبز و سرخ، یک تکه از اناریلدای پرامید، دلهای بی قرارفردا خدا کند، این گفته بشنویم:دیگرتمام شد، یلدای انتظارxa0xa0xa0بد تا نکنبیست و نهم آذرxa0 ۱۳۹۸xa0"با من چرا این گونه بد تا
سلام زمستان سرد!
-
تاریخ: 1398/11/2 ساعت: 8:56
بیزارسی ام دیxa0 ۱۳۹۸xa0"من، اینجا از نوازش نیز، چون آزار، بیزارم"*که چون برگ گلی افتاده در، گودالی از خارمسرم را، زیر پای عشق تو انداختم، حالابه لطف چشمهای تو، سری بر چوبه ی دارمدو زلفت: همچنان دام و دو
بداهه به گرمای تیر
-
تاریخ: 1398/9/5 ساعت: 19:51
۱۵ ازتیر نیلوبلاگبدون من نمی تونیپانزدهم تیر ۱۳۹۸پس از جان دادنم روزی دلت از غصه می میردو مثل حال من بی تو، دلت گه گاه می گیرددلت مثل دلم مثل نوار قلب پر دردیبدون عاشقی می ماند و یک خط، خطی ممتدنمی فهمی چگونه می
و بداهه ادامه خواهد داشت
-
تاریخ: 1398/9/5 ساعت: 19:51
الهام بخشسی و یکم تیر ۱۳۹۸"تا تو را، عاشقانه بنویسم ، تشنه ی آن نگاه عریانمدل من، سخت در کشاکش و تو ، به که دل بسته ای؟ نمی دانم"*گرمت،ر از هزارها کوره، چشمهایت، مرا میان خودشتا نشان داد و دید، چشمانم
به گرمای تابستان
-
تاریخ: 1398/9/5 ساعت: 19:51
شاهد خلقتسی و یکم مرداد ۱۳۹۸"برای باور ِ ناباورم، خدا بودیدرست، لحظه ی افتادنم، کجا بودی؟"*زمان خلقت من، در کنار حضرت حقدلیل و شاهد آغاز ماجرا بودیخدا، برای تو، از خاک، آدمی آوردکه عشق بودی و معشوق حق