خداحافظی گرم با تابستان داغ - تاریخ: 1398/9/5 ساعت: 19:51
غم پنهانسی و یکم شهریور ۱۳۹۸به ظاهر ساکتم، در سینه ام، آتشفشان دارمهمیشه خنده بر لب، غصه ها، در دل نهان دارماگرچه، قصه ها از غصه ها، دارم، به قلب خودشبیه دلقکی، یک عمر، فُکاهه بر زبان دارمسکوتم، از رض
سلام به مهربانی مهر - تاریخ: 1398/9/5 ساعت: 19:51
خیالاتپانزدهم ازمهر نیلوبلاگxa0 ۱۳۹۸xa0"در خیالات بهم ریخته ى دور و برمخیره بر هر چه شدم خاطره اى زد به سرم"*چه خیالات قشنگی، چه خیالات بدیبه چه در این همه واماندگی ام می نگرم؟خاطراتی که همه پوچ، همه تو خالی ست؟سرنو
فروردین پر بلا هم رفت - تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 7:02
شب دعوتسی و یکم فروردین ۱۳۹۸xa0لطفا بیا به جشن خودت رنگ و بو بدهلطفی کن و به بنده ی خود آبرو بدهمن روسیاه شهرم و تو پادشاه حُسناشکی ببخش، قلب مرا شستشو بدهتا کی بگویم از غم و از غربت دلم؟پایان به عمر غی
اردیبهشت! بهشت در راه است.... - تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 7:02
ماهی و رود اشکپانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۸xa0بس که افیون محبت در شراب انداختیاز دو چشم عاشقان خویش، خواب انداختیمست کردی و خراب از عشق خود، جان مرادر وجودم با نگاهی التهاب انداختیوعده های خوب می دادی و دیدم آخ
اردیبهشت و رمضان - تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 7:02
مسافرسی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۸ xa0"برق نگاهش رفت چشمان تری داشتاین روزها بی عشق حال بهتری داشت"*انگار که عاشق نبود از اول عمر یا اینکه روزی در دلش شور و شری داشتنه زن، نه فرزندش، نه کارش مانعش بودنه این جه
خداحافظ بهار - تاریخ: 1398/4/13 ساعت: 7:02
۱۶شب عاشقیسی و یکم خرداد ۱۳۹۸xa0"گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کندصد هزاران ماہ، آن شب خدمت ماهی کند"*شاه این قصه تو، من هم از گدایان می شومپادشاهی یادی از بیچاره ها گاهی کندتو فقط یک شب شبیه آنچه می خو
سلام 98 - تاریخ: 1398/1/18 ساعت: 6:27
دوست داشتنی هاپانزدهم فروردین ۱۳۹۸xa0سرت را روی شانه دوست دارممن و تو.... کنج خانه.... دوست دارمبرقصی مست و من مست نگاهتچنین مستی شبانه دوست دارمبه چشمانت قسم خوردم بمانم...و شد عشقم فسانه، دوست دارم...
بهمن رفت - تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 21:30
مات و کیشسی ام بهمنxa0 ۱۳۹۷xa0دستت به سرباز ست و چشمان تو فرزینماتم من و تو کیش من هستی و آیینبا خنده هایت خنده می آری به لبهامدادم دلم را دست آن لبهای شیرینxa0xa0xa0وای به ماسی ام بهمنxa0 ۱۳۹۷xa0"اونشان داده به من
با دی ماهی که رفت - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 21:06
اشکبارسی ام دیxa0 ۱۳۹۷"بس که سنگین است، بار گریه ها، بر دوش چشم جان فریادی ندارد، مردم خاموش چشم"*فاطمه! جان علی، برگرد! تنهایم نکنبی تو، جا خوش کرده، دردی تلخ، در آغوش چشمدر، هنوز از آتشی، می سوزد و در
بهمنی از شعر - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 21:06
آرزوی سوختهپانزدهم بهمنxa0 ۱۳۹۷جان دادن این شمع را، یک خانه می دیدچشمان گریان مرا، پروانه می دیدتن سوخت، دل آتش گرفت، از ماتم عشقای کاش، این بیهوده را، جانانه می دیدافسانه عشقپانزدهم بهمنxa0 ۱۳۹۷"تا دل نش
نیمه ی تابستون و بداهه - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 9:03
۲۰ مرداد بگذار بمیرمبیستم مرداد ۱۳۹۷ نگذار به جان کندنِ بسیار بمیرمبگذار که در سایه ات ای یار بمیرممن، مرغ سر بام توام، کفتر جلدمقسمت شده بر شانه ی دیوار بمیرمراضی به قضا و قدر خویشم و ای کاش....در سا
بداهه به داغی شهریور - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 9:03
آینه پانزدهم شهریور ۱۳۹۷ xa0 "هر كس كنار آينه اي غرق صحبت است تنهاييِ موازيِ ما بي نهايت است"؟ آیینه ی اتاق، مرا من ندیده و از این همه تو بودن من غرق حیرت است پرسید پس تو کیستی و چیستی؟ بگو گفتم کنار دو
خداحافظ تابستان - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 9:03
برایم زمان بگذار سی و یکم شهریور ۱۳۹۷ xa0 "مرا نگاه کن و جای من خزان بگذار مرا به تلخ ترین فصل داستان بگذار"* فدای چشم سیاه تو جان ناچیزم دوباره تیر نگاهی در این کمان بگذار بزن به تیر نگاهت دل مرا لطفا
سلام پاییز - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 9:03
۱۵ مهر xa0 دختر و باباپانزدهم مهر ۱۳۹۷ نمی دانم که دختر داری یا نه؟درون خانه گوهر داری یا نه؟دو ساله یا سه ساله دختری نازپر از شور و پر از شر داری یا نه؟دو تا چشم سیاه آتش افروزکنار گیسویی زر داری یا نه
با آبانی که رفت - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 9:03
xa0 آرزوسی ام آبان ۱۳۹۷ "بنمای رخ که باغ وگلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزوست"*یک شب ز راه لطف بیا خانه ی دلمالطاف بیشمار ز سلطانم آرزوستآراستم به شعر و غزل بزم عشق راآماده گشته قلبم و مهمانم آ
شروع زمستانی دیگر - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 9:03
۱۵ دی شکارپانزدهم دی ۱۳۹۷ بیچاره آن شیری که شد مقهور آهوییافتاد در دام دو چشم پر ز جادوییدر بند زلفی مرد صیادی اگر افتدزخمی شود قلبی اگر با تیغ ابرویی....شاعر شود، صیاد، می بافد غزل هرشبدر وصف خال و خ
دو هفته شعر با اسفند - تاریخ: 1397/1/27 ساعت: 17:58
 آرامش طوفانیچهاردهم اسفند ۱۳۹۶ دو سه خط با تو سخن گفتن و آرام شدنیعنی با وعده ی بیهوده ی تو خام شدنیعنی با بندی از آن گیسوی سرکش در باددر کف دلبر جانانه ی خود رام شدنمستی با دیدن یک جام عقیقی و خمارعاقبت در هوس بوسه بر آن جام شدنبین مردم به چنین یار بنازی امادر ته قصه ی خود، عاشق بدنام شدنپر زدن دو...
یادگاری های نیمه ی دوم دی - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 17:01
۳۰ دی تفاهمسی ام دی ۱۳۹۶دلت چون دست من خالی، لبت چون قلب من تنگ استوبخت من سیه، با زلف مشکین تو همرنگ استمگر نه آنکه سبزی مظهر صلح است و آرامش؟چرا چشم تو عمری با دل من بر سر جنگ است؟لبت جام می سرخ است و می دانم كه می دانیکه شعرم را که می خوانی، صدای تو خوش آهنگ استو می دانم، و هرکس اهل این دنیاست می...
نوشته های زمستانی - تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 16:45
۱۵ آقای زائرپانزدهم دی ۱۳۹۶همراه مادرشاومد توی حرمغیر از مامان، باباشاون بود و خواهرش مثل باباش گذاشترو سینه دستاشواونم تکون میدادآهسته لبهاشو گفتش سلام آقاخوش رنگه گنبدتاین بار اولهمیام به مشهدت بعدش دوید تو صحندنبال کفترااون گم نشد ولیگم شد یهو بابا ترسید و کفتریاز پیش پاش پریدمامان و باباشواون دو...
دلنوشته های آبانی - تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 15:12
xa0 عاقبت کار سی ام آبان ۱۳۹۶ xa0 "در آفتاب قیامت چکار خواهی کرد"* xa0چگونه یک کلک آنجا، سوار خواهی کرد در این جهان ز شرار تو مردمان سوزان در آن جهان ز شرارش فرار خواهی کرد؟ *صائب تبریزی xa0 xa0 xa0 چشمان دریایی سی ام آبان ۱۳۹۶ xa0 چشمان تو، آبی تر از امواج دریاست

برچسب‌های مرتبط

شعر روزهای گذشته | تکنیک های بداهه نوازی در گیتار | بداهه نوازی های تار | شعرهای تازه | شعرهاي تازه | شعرهای تازه عاشقانه | شعرهای تازه عاشقی | شعرهای تازه شمس لنگرودی | شعرهای تازه کوتاه | شعري تازه