
۳۰ دلبری شاعرانه سی ام مهر۱۳۹۵ "آمدم تا باردیگر در دلت غوغا کنم شوری از شعروهیاهو در دلت بر پا کنم" * آمدم تا با ترانه با غزل با مثنوی امشبم را وقف رویت ای گل زیبا کنم آمدم با این سر سبزم، زبان سرخ را هرچه بادا باد در وصف شما گویا کنم آمدم شعری بخوانم شاید آن را بشنوی تا که خود را در دل پر مهر تان من جا کنم جا بگیرم در دل پر مهر تو حوای من در دل تو در بهشت حق مگر ماوا کنم آمدم سیبی بچینم مثل بابا آدمم آمدم تا بار دیگر در دلت غوغا کنم * سعید رجبی بیخواب از فراق سی ام مهر۱۳۹۵ "چه قدر ساده چقدر عاشقانه بیتابم تو نیستی و من اینجا نمیبرد خوابم" ؟ تو ...
ادامه مطلب
۲۷ انار و حافظ و شب بو یه مشت آجیل زنی تنها غمی زیبا غم تنهایی یک بانوی زیبا و فال حافظ شیراز که سنگی می شود لعلی و امیدی به قلب سنگ و لبخندی به روی لب و شب حافظ انار و یک زن تنها می سرایم برایت از پیمان از لب و باده، مستیِ مستان فاعلاتن مفاعلن فعلن وزن اشعار دفتر و دیوان یا که بر روی صفحه ی قلبم می کشم نقش عاشقی گریان عاشقی مات دختری کولی دختری شوخ و اندکی شیطان گور بابای شعر و نقاشی گور بابای عاشقان، رندان " گر سر صلح داری، اینک دل ور سر جنگ داری، اینک جان" هاتف اصفهانی خانه پوشالی آدمها پوشالی آرزوها پوشالی دنیا پوشالی و همه ی اینها در ز...
ادامه مطلب