
زندان بیست و سوم فروردین ۱۳۹۹ فریاد می زد خلا اش را شکم مردی که مغزش پر بود از شعرهای عاشقانه و قفل سکوت داشت دهان مردی که دلش خالی بود از محبت نان اینجا عاشقها تنها می میرند غفلت بیست و دوم فروردین ۱۳۹۹ "روزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشت عمر ما چون چشم قربانی به حیرانی گذشت"* زنگ هشیاری هزاران بار خورد و غافلیم زندگی مان در حبابی از پریشانی گذشت دوستان و آشنایان یک به یک رفتند و ما فاتحه...
ادامه مطلب
تقدیم به آنکه چون بهارانسبزینه باغ زندگی شددر لحظه ای از زمان درخشیددر خاطر ما همیشگی شداگه فونتها خیلی بزرگند لطفا با نگه داشتن Ctrl و چرخاندن كليد چرخشي موس به بالا فونتها را تنظيم نماييد Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
آرزوی سوختهپانزدهم بهمن ۱۳۹۷جان دادن این شمع را، یک خانه می دیدچشمان گریان مرا، پروانه می دیدتن سوخت، دل آتش گرفت، از ماتم عشقای کاش، این بیهوده را، جانانه می دیدافسانه عشقپانزدهم بهمن ۱۳۹۷"تا دل نش...
ادامه مطلب
۲۷ انار و حافظ و شب بو یه مشت آجیل زنی تنها غمی زیبا غم تنهایی یک بانوی زیبا و فال حافظ شیراز که سنگی می شود لعلی و امیدی به قلب سنگ و لبخندی به روی لب و شب حافظ انار و یک زن تنها می سرایم برایت از پیمان از لب و باده، مستیِ مستان فاعلاتن مفاعلن فعلن وزن اشعار دفتر و دیوان یا که بر روی صفحه ی قلبم می کشم نقش عاشقی گریان عاشقی مات دختری کولی دختری شوخ و اندکی شیطان گور بابای شعر و نقاشی گور بابای عاشقان، رندان " گر سر صلح داری، اینک دل ور سر جنگ داری، اینک جان" هاتف اصفهانی خانه پوشالی آدمها پوشالی آرزوها پوشالی دنیا پوشالی و همه ی اینها در ز...
ادامه مطلب
۱۰ تهران خوری دهم شهریور ۱۳۹۵ "دامن دولت جاوید و گریبان امید" * نتوان با دو سه تا نطق و دو تا فیش درید ای که دلواپسی و درد فراوان داری چشم تو بخشش تهران رو به دوستات ندید؟ * سعدی چرا؟ دهم شهریور ۱۳۹۵ "من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم " ؟ یا که اصلا ز چه و کِی و کجا افتادم یا از آن نیز مهم تر! منِ چون اسب قوی پیش پای تو که گلبرگی چرا افتادم؟ گمشده دهم شهریور ۱۳۹۵ "در قلب من از عشق تو دیگر اثری نیست"؟ بر سفره ی من نیز ز بویت خبری نیست ای کشتیِ پر نفت پس از آن دکل نفت رفتی به فنا! پشت سرت چشم تری نیست کوچ دهم شهریور ۱۳۹۵ پریدی! کوچ کرد...
ادامه مطلب